سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
کاربرد زبان انگلیسی در گردشگری
 
یکشنبه 94 فروردین 9 :: 3:49 عصر :: نویسنده : امیرحسین

اخیرا با کلمه جدیدی به نام glamping آشنا شدم که مربوط به نوع جدیدی از توریسم است. اگر کسی از شما بپرسد که آیا میخواهید به یک glamping بروید می دانید چه منظوری دارد؟

کلمه glamping ترکیبی از دو کلمه glamour (زرق و برق) و camping (پیکنیک) است. این نام گذاری بی دلیل نیست. اگر شما قصد طبیعت گردی را دارید، ولی دوست دارید راحتی یک هتل را هم تجربه کنید، شما باید به یک glamping بروید، تور ویژه ای که در خیلی مناطق دنیا برگزار می شود. خیلی از افراد به خاطر سختی های پیکنیک، از اردو زدن در طبیعت منصرف می شوند، سختی هاییی مانند حشرات موذی، عدم امکان خواب در مکانی راحت، گرما و سرما خطر حیوانات وحشی و خیلی مسائل دیگر. glamping این مشکلات را حل کرده است. در این سفر توریستی، گردشگران از بهترین مناظر طبیعی بازدید به عمل می آورند و در عین حال از امکانات کامل رفاهی در چادرهای لوکس بهره می برند و از غذاهای لذیذ در دل طبیعت لذت می برند. در واقع یک طبیعت گردی لوکس! شما کدام یک را ترجیح می دهید؟ کمپینگ با همه ی سختی های آن یا glamping؟




موضوع مطلب :

یکشنبه 93 اسفند 24 :: 10:5 صبح :: نویسنده : امیرحسین

برخی از توریست های ژاپنی پس از دیدن شهر پاریس ممکن است دچار یک شوک شوند، چرا که از این شهر یک ایده آل به عنوان شهر رویایی و رومانس اروپا در ذهن خود ساخته اند، اما زمانی که این شهر را از نزدیک می بینند و متوجه می شوند آن چیزی نبوده که رویاپردازی می کرده اند، احساس ناامیدی می کنند.

 

این توریست ها که پس از حضور در شهر پاریس و با دیدن اینکه ساکنان این شهر هم می توانند افرادی بی نزاکت یا حتی گستاخ باشند، دچار یاس و نا امیدی می شوند، اصطلاحا گرفتار سندروم پاریس (Paris syndrome) شده اند. سالانه بیش از یک میلیون ژاپنی از شهر پاریس دیدن می کنند و خیلی از آنها با انتظار دیدن شهر رمانتیک معروف داستانها و فیلمها با خیابان های رویایی و زنان زیبا به آنجا می آیند، اما چیزی که می بینند خلاف انتظارشان است. برخورد نا مناسب یک راننده تاکسی یا بلند حرف زدن یک گارسون رستوران با مشتری که نمی تواند فرانسوی را روان صحبت کند و یا بدتر از آن، استهزا او، برای یک توریست ژاپنی که به زندگی در یک جامعه آرام و مودب عادت کرده، قطعا زننده خواهد بود.

تبدیل پاریس، شهر رویاهای این توریست ها به یک کابوس حقیقی، نتیجه برخورد با اینگونه موارد در طول حضور در شهر است. در سال 2011 سفارت ژاپن در پاریس ناچار شد 4 توریست ژاپنی را به دلیل شوک شدیدی که به آنها پس از دیدن پاریس دست داده بود، همراه با یک روانشناس، به ژاپن بازگرداند تا بتوانند با این شوک کنار بیایند. این مفهوم، برای اولین بار توسط دکتر هیرواکی، روانشناس ساکن پاریس، بیست سال پیش معرفی شد. به طور متوسط سالانه 12 نفر از توریست های ژاپنی به این سندروم دچار می شوند، خصوصا زنانی که دهه سوم عمر خود را سپری می کنند و برای اولین بار به پاریس به عنوان یک مسافرت خارجی، سفر می کنند. سفارت ژاپن یک خط دائمی 24 ساعته برای رسیدگی به مشکلات از این قبیل فراهم کرده است، هرچند تنها درمان دائمی موجود برای کسانی که به این سندروم گرفتار می شوند، بازگشت به کشورشان است، جوری که حتی پشت سر خود را هم نگاه نکنند.




موضوع مطلب :

یکشنبه 93 اسفند 10 :: 2:14 عصر :: نویسنده : امیرحسین

 

 

 

 

 16. NecessitiesThings that people need for every day living

ملزومات، وسایل مورد نیاز

Ex. We recommend that you only carry necessities in your purse and leave everything else at the hotel.

توصیه میکنیم که تنها وسایل مورد نیاز را در کیف قرار داده و بقیه واسیل را در هتل بگذارید.

 

 

17. Photograph: picture taken with a camera

تصاویری که توسط دوربین عکاسی ثبت شده اند

Ex. You may not take photographs here, but you can purchase a postcard.

اینجا نمی توانید عکس برداری کنید، ولی می توانید یک کارت پستال خریداری نمایید.

 

 

18. Restaurant district: part of a town/city with many places to eat

بخشی از شهر که تعداد زیادی رستوران و مکانهای غذاخوری در آن وجود دارد.

Ex. You will see there are many more eateries to choose from when we head to the restaurant district.

وقتی به طرف بخشی از شهر که رستوران ها قرار دارند برویم، خواهیم دید که تعداد زیادی مکام برای غذا خوردن وجود دارد.

 

 

19. Ritual: tradition, custom, action (religious or cultural) that people do often

رسم، سنت، مراسم (فرهنگی یا مذهبی)

Ex. It is an old native ritual here to dance during the sunrise.

رقصیدن هنگام طلوع خورشید یک سنت دیرینه بومی اینجاست.

 

 

20. Scenery: natural beauty to look at

منظره طبیعی

Ex. It is impossible to capture the beauty of this scenery in pictures.

ثبت زیبایی این مناظر در قاب تصاویر غیر ممکن است.

 

 

21. Settlers: people who first made a home in an area     

ساکنان یک محل یا مکان (معمولا ساکنان اولیه)

Ex. The original settlers relied on oxen to carry their wares.

ساکنان اولیه از گاوها برای جابجایی اجناس خود استفاده می کردند.

 

22. Street people: people who live on the street, often begging for money                     

افرادی که در خیابان زندگی و معمولا گدایی می کنند

Ex. You may be surprised how many street people ask you for money.

از دیدن تعداد افراد بی خانمان که گدایی می کنند شگفت زده خواهی شد.

 

23. Surroundings: things that you see around you                     

اطراف

Ex. I hope you enjoy the castle and its surroundings, including the secret garden.

امیدوارم از دیدن قلعه و اطراف آن، خصوصا جنگل پنهان لذت ببری.

 

24. Voucher: a small printed piece of paper that entitles the holder to a discount or that may be exchanged for goods or services.                          

کوپن یا برگ تخفیف، برگه پرداخت

Ex. Don"t forget to bring your voucher for a free coffee in the hotel lobby.

فراموش نکن برگه پرداخت خود را برای گرفتن قهوه رایگان در لابی هتل همراه داشته باشی.

 

25. Waterfront: piece of land next to an ocean, lake, or river                              

کنار آب (دریا، دریاچه یا رودخانه)

Ex. There will be plenty of live entertainment down at the waterfront.

کنار آب تفریحات زنده زیادی اجرا خواهد شد.

 

26. Depart: leave 

ترک کردن، حرکت کردن

Ex. The plane will departs at 4pm, so make sure you don"t miss it.

هواپیما ساعت 4 صبح حرکت خواهد کرد، مراقب باشید از پرواز جا نمانید.

 

 

27. Proceed:  go forward          

ادامه دادن، جلو رفتن

Ex. Before prodeeding to next level, please read the instruction.

قبل از ادامه دادن در مرحله بعد، لطفا راهنمایی ها و دستور العمل ها را مطالعه کنید.

 

 

28. Ancient: very old                                  

بسیار قدیمی، کهن

Ex. The ancient village has been left untouched.

این روستای بسیار قدیمی کاملا دست نخورده باقی مانده است.

 

 

29. Beautiful/Gorgeous: very nice looking                                            

زیبا، چشم نواز

Ex. You will find many beautiful homemade jewelery in that shop.

جواهرات دست ساز و خانگی بسیار زیبایی را در مغازه خواهی یافت.

 

 

30. Breathtaking: when a view is very impressive

وقتی چیزی بسیار عالی و زیبا باشد، اصطلاحا چیزی که نفس انسان را از شدت زیبایی یا اعجب آور بودن بند بیاورد، هیجان آور

Ex. Under the starlight the waterfall is simply breathtaking.

زیر نور ستارگان، منظره آبشار فوق العاده زیبا و محیرالعقول می باشد.




موضوع مطلب :

یکشنبه 93 اسفند 3 :: 3:16 عصر :: نویسنده : امیرحسین

 

  

 

 1. Activities    :  Things to do

فعالیت ها یا کارهایی که انجام می دهید

Ex. There are lots of activities that the whole family will enjoy.

فعالیت های مختلفی وجود دارد که قطعا همه اعضای خانواده از آن لذت خواهند برد.

 

2. Architecture: Design of a building

معماری یک ساختمان یا بنا

Ex. The architecture of this building is typical of the Renaissance age.

معماری این بنا در زمان رنسانس رایج بوده است.

 

3. Art gallery: place to look at professional paintings and drawings

گالری هنر، محلی برای بازدید از نقاشی های حرفه ای

Ex. We are going to visit the art gallery where local painters exhibit their art.

قرار است از گالری هنر که در آن هنرمندان محلی آثار خود را به نمایش گذشته اند بازدید کنیم.

 

4. Attractions: places for tourists to see

جاذبه های توریستی، مکانهایی که گردشگران از آنها بازدید می کنند

Ex. The waterpark is one of the main tourist attractions of this area.

پارک آبی یکی از جاذبه های اصلی توریستی این منطقه است.

 

5. Bearings: feeling for understanding one"s location/surroundings in an unknown area

حواس لازم برای جهت یابی و مکان یابی

Ex. If you"re having trouble getting your bearings just remember that the mountains are west.

اگر در جهت یابی دچار مشکل شدی، به خاطر داشته باش که کوه ها سمت غرب هستند.

6. Business district: area in a city that has many offices     

بخش تجاری و اداری، منطقه ای در شهر که دارای تجمع تعداد زیادی از ادارات و شرکت ها است.

Ex. Keep in mind that this is the business district so that grocery store may be expensive.

منطقه تجاری-اداری شهر است، بنابراین قیمت اقلام در مغازه ها ممکن است گران باشد.

7. Castle: a building for royalty                     

قلعه، محل زندگی پادشاهان

Ex. No one has lived in this castle since the last king died twenty years ago.

بعد از اینکه پادشاه بیست سال پیش در گذشت، کسی در این قلعه زندگی نکرده است.

8. Conveniences: things that make life easier                     

وسایل مورد نیاز جهت راحتی و رفاه

Ex. There you will find all of your conveniences, from suntan lotion to shampoo.

در آنجا تمامی وسایل مورد نیاز از لوسیون تا شامپو را پیدا خواهید کرد.

9. Custom: something people of a region do often                          

عادات و سنت های مردم یک محل

Ex. It"s a custom to hang beads in the windows at this time of year.

آویزان کردن مهره ها از پنجره ها در این وقت از سال یکی از رسوم مردم اینجاست.

10. en route: On the way                              

در راه جایی یا چیزی

Ex. While we are en route to the hotel I will point out the beach and the golf course.

در راه هتل، ساحل و زمین گلف را نشان خواهم داد.

 

11. Exhibition: objects (i.e. art) displayed for a short time for the public to view  

نمایشگاه، محلی برای نمایش اجناس و محصولات مختلف

Ex. It may be tough to find parking with the car exhibition on this week.

به دلیل برپایی نمایشگاه خودرو، ممکن است پیدا کردن جای پارک دشوار باشد.

 

12. Highlight: the best part or most important part            

بهترین یا مهمترین قسمت

Ex. People often say that the highlight of their trip is the botanical gardens.

افراد معمولا ابراز می کنند که بهترین بخش سفرشان بازدید از باغ گیاهان بوده است.

 

13. Legend: A person or story known for a long time                                  

افسانه، فرد یا داستانی که برای مدتی طولانی شناخته شده است.

Ex. According to an old legend, a sea monster lives in this lake.

طبق افسانه های قدیمی، یک هیولای آبی در این دریاچه زندگی می کند.

 

14. Locals: people who live in an area                                              

مردمی که در یک محل زندگی میکنند، مردم محلی

Ex. The locals are usually happy to show tourists around.

مردم محلی معمولا با کمال میل مکان های مختلف را به توریست ها نمایش می دهند.

 

15. Monument: a statue/structure that honors an event or person

مجسمه یا نمادی که برای بزرگداشت شخص یا رخداد تاریخی ساخته شده است.

Ex. This monument honors the men and women who died during the war.

 

این مجسمه برای برای بزرگداشت مردان و زنانی که در جنگ کشته شده اند، ساخته شده است.




موضوع مطلب :

 

در این پست قصد دارم حقایقی را که بر اساس تجربیات تعدادی از مسافران بنا شده مبنی بر اینکه چرا یادگیری هر زبان دیگری جز انگلیسی برای سفر و توریسم اتلاف وقت است، بیان کنم.

 

1)     در خیلی از مکان­ها، شما تقریبا هیچ مشکلی برای سفارش غذا یا استفاده از هتل­ها صرفا با استفاده از زبان انگلیسی نخواهید داشت. شاید اگر بخواهید وقت برای یادگیری زبان محلی جایی که به آن سفر میکنید بگذارید، بخش زیادی از وقت گرانبهای خود را تلف کرده اید، البته این به علاقه شما هم باز می­گردد. شاید دوست داشته باشید که وقت بگذارید و زبان محلی هر جایی را که با آن سفر می­کنید یاد بگیرید، این تصمیم شماست، ولی شاید همه فرصت یا توانایی این کار را نداشته باشند.

2)     اگر زبان مادری شما انگلیسی است، کار شما برای یادگیری یک زبان بین المللی برای سفر تقریبا صفر است. شما به صورت خودکار مزیت دانستن این زبان را دارید و در واقع چند قدم جلوتر از کسانی هستید که این زبان را به خوبی بلد نیستند.

3)     مهمترین کار­هایی که شما در یک سفر توریستی می­کنید عبارتند از: گرفتن عکس در مکانهای معروف گردشگری و تاریخی، رفتن به تور­های گروهی و غذا خوردن در رستوران­های محلی. شاید این ایده که با مردم محلی دوست شوید و با خانواده آنها غذا بخورید خوشایند هر کسی نباشد!

4)     در کشور­های توریستی، تقریبا به هرجایی که سفر کنید، تعداد زیادی توریست مثل خودتان خواهید یافت. شما و آنها در یک چیز مشترک هستید و آن هم این که هر دو در یک کشور خارجی هستید و به عبارتی در آنجا غریبه به حساب می آیید. شاید ارتباط برقرار کردن با این توریست ها برای شما راحت تر از غرق شدن در دنیای مردم محلی آنجا باشد. کشور­های خارجی معمولا پر از ناشناخته­ها هستند و افراد معمولا در برخورد با چیزهایی که آشنایی کمی با آنها دارند با احتیاط عمل می­کنند.

5)     شاید اصلا وقت کافی برای یادگیری عبارات محترمانه یا عامیانه که در زبان مردم محلی کشور مقصد وجود دارد نباشد، معمولا کسی از چند ماه قبل وقت برای یادگیری زبان کشوری که تنها چند روز می­خواهد به آن سفر کند، نمی­گذارد.

6)     انگلیسی پرکاربردترین زبان دنیا است و به معنای واقعی یک زبان بین المللی است و یادگیری نکات ریز و درشت آن هم نه تنها راحت تر است، که قطعا در طی تمامی مراحل زندگی غیر از سفرهای توریستی هم به کارتان خواهد آمد.

7)     انگلیسی همیشه زبان بین المللی دنیا باقی خواهد ماند. هر چند در گذشته هم این جمله برای زبان های فرانسوی و لاتین گفته میشد، ولی این دفعه با دفعات قبل فرق دارد!

8)     خارجی هایی که انگلیسی صحبت می­کنند، حتی اگر خیلی خوب نباشد، باز هم به خوبی می­توانند منظور خود را برسانند، چون هم انگلیسی زبان پیچیده ای نیست و هم درصد افرادی که ممکن است تمام یا بخشی از حرف­های شما را به زبان انگلیسی متوجه شوند بیشتر است.

 

در پایان لازم است یاد آوری کنم که هدف این پست به هیچ عنوان این نیست که شما را از یادگیری زبانی غیر از انگلیسی بازدارد. اتفاقا برای خیلی افراد این کار بسیار لذت بخش است. ولی برای افرادی که سفر توریستی زیاد می­روند و احتمالا در ایام غیر سفر سرشان به شدت مشغول کار هستند، شاید وقت زیادی برای یادگیری یک بان محلی نباشد. در واقع حرف اصلی این است: آسان ترین راه برای ارتباط برقرار کردن در کشوری که به آن سفر می­کنید یادگیری یک زبان و آن هم انگلیسی است. در واقع با یک تیر چندین نشان را زدن.

 

 




موضوع مطلب :


 
درباره وبلاگ



طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 0
بازدید دیروز: 1
کل بازدیدها: 1625